کلید بهشت
حسن آقا وقتی در کارزار انتخاباتی با "کلیدی" در دست آمد تا مشکلات کشورش رو تدبیر کنه روز اهل آن مملکت رو ساخت. همیشه اما این "کلید" با طعن و شوخی همراه نبوده و پشت آن معانی دینی و جدلی نهفته است و بر سر داشتن یا نداشتن کلید خونها ریخته شده. شایعه ای در زمان جنگ و پس از آن ساخته و پرداخته شد که به سربازان ایرانی قبل از اعزام به جبهه گردن آویزی به شکل "کلید" می دادند به نشانه اینکه با شهادت در جنگ قفل بهشت را باز خواهند کرد. گرچه این ادعا در همان حد باقی مانده اما اصل اندیشه بر روح جنگ حاکم و از منابع اسلامی برداشت شده بود که در آنها از جهاد و شهادت به عنوان کلیدهای بهشت نام برده شده (انّ السّیوف مقالید الجنّة: شمشیرها کلیدهای بهشت هستند). اصل این جمله بر می گرده به دوران فتوحات اولیه اسلام از زبان یکی از مهمترین فرماندهان معاویه (يزيد بن شجرة) در تهییج مسلمانان به جنگ با کفار. منابع شیعی البته این جمله رو به پیامبر نسبت می دهند.
از این که بگذریم، قصه وجود کلید هایی برای بهشت و کسانی که آن کلید ها رو در دسته کلید خود دارند اهمیت مناقشه انگیزی داشته هم در یهودیت و به خصوص در مسیحیت و هم بعدا در اسلام. تو پرانتز: به دلیل اهمیت و بزرگی مفهوم بهشت و گستردگی معنایی و مکانی اش ورود بدون مشکل و منظم خیل عظیم مؤمنان به آنجا از طریق تنها یک در و یک کلید عملی نیست و قاعدتا نیاز به درها و کلید های متعدد برای بهشت هست. پس بیخود نیست که در منابع معمولا از "کلید ها" (مقالید/مفاتیح) استفاده میشه. پرانتز تو پرانتز: از شوخی گذشته تفسیرهای نسبتا جدی تری از این مفهوم درها و کلید های چندگانه بهشت هست که خودتون رجوع کنید و بخوانید در کتب علما و اندیشمندان.
مفهوم "کلیدهای بهشت" در اندیشه دینی آنقدر کلیدی هست که در مدارک به جای مانده از صدر اسلام موضوعی تعیین کننده و مورد بحث بوده. اولین سند تاریخی مستقل غیر اسلامی-سنتی که دلالت داره به ظهور پیامبری در میان "ساراسن ها" (1) و نیز فتح فلسطین توسط آنها، به نام The Teaching of Jacob, the Recently Baptized شناخته میشه که احتمالا در حدود سال 634 میلادی (دو سال بعد از تاریخ وفات پیامبر اسلام بر طبق ادعای منابع سنتی) به زبان یونانی نوشته شده. (2) یعقوب، شخصیت اصلی این متن، یه یهودی فلسطینی بوده که به تازگی در دو سال قبلش به همراه عده ای یهودی دیگه در شهر کارتاژ (جایی در تونس فعلی) به زور سر نیزه و به دستور امپراطور وقت روم شرقی مسیحی می شوند. این آقا یعقوب اول که خیلی ناراحت بود از ماجرای مسیحی شدن زورکی اش کم کم با مطالعه کتاب مقدس به این نتیجه میرسه که اتفاقا این واقعه بسیار مبارکی بوده و مسیحیت دین راستین الهی است و عیسی همان مسیح حقیقی بوده. متن مورد نظر، داستان مباحثات ضد یهودی یعقوب هست در دفاع از مسیحیت. بخش مهمی از مباحثات یعقوب با یکی از هم شهریان و هم کیشان یهودی سابق خودش هست به نام جاستوس که از فلسطین آمده و از مسیحی شدن یعقوب (دوست دوران کودکی اش) و همراهانش به شدت ناراحت است و می خواهد آنها رو به راه راست (یهودییت) برگردونه (البته یعقوب در این مناظره قوی تر عمل می کنه). جاستوس ضمن شرح تسلیم شدن خونین فلسطین به دست ساراسن ها (اعراب مسلمان) میگه که برادرش (ابراهیم)، که یهودی مقیدی هست، پس از فرار از دست فاتحان فلسطین برایش نامه ای نوشته و از ظهور فردی در میان ساراسن ها که ادعای پیامبری داره خبر میده. در نامه ابراهیم آمده است که این ساراسن های فاتح می گویند پیامبر نو ظهور[محمد]در میان آنها آمده و وعده ظهور مسیح واقعی رو داده است. ابراهیم در مسیر فرار خود به تحقیق دراین باره می پردازه و از یکی از عالمان یهودی که می بینه درباره ادعای این پیامبر جدید سوال می کنه و جواب می شنوه که: "او [پیامبر] دروغین هست، چرا که پیامبران با شمشیر مبعوث نمی شوند... من ظن این رو دارم فردی که مسیحیان به عنوان مسیح می پرستند واقعا از طرف خدا فرستاده شده بوده ولی الان ما باید خودمون رو آماده کنیم برای آمدن این «ضد مسیح». اما ابراهیم، تو برو و درباره این پیامبر جدید تحقیق کن."
ابراهیم هم میره از ساراسن ها تحقیقات بیشتری می کنه و در انتهای نامه اش به جاستوس نظر کارشناسی خودش رو درباره ادعای پیامبری جدید می نویسه: "هیچ حقیقتی در این به اصطلاح پیامبر جدید وجود نداره، تنها [چیزی که در مورد او صدق می کنه] ریختن خون مردمان هست. همچنین او ادعا می کنه که «کلیدهای بهشت (paradise)» رو در اختیار داره، این [ادعا] دیگه [آخرشه،] خیلی حیرت انگیزه!!"
چهار نکته در این سند تاریخی مطرح شده:
1) ادعای وجود پیامبری که در میان ساراسن ها (اعراب) آمده و احتمال زنده بودنش در زمانش نگارش متن
2) تعلیمات او بر پایه جنگ (جهاد) شکل گرفته؛
3) نگاه آخرالزمانی این مدعی پیامبری و بازگشت مجدد مسیح؛
4) در دست داشتن کلیدهای بهشت.
هدف از مطرح شدن موارد چهارگانه در این مباحثات ثبت شده یعقوب طعنه و کنایه بوده که نخیر! پیامبری واقعی در میان اعراب نیامده و او هیچ نسبتی با مسیح نداره و ادعای داشتن کلید های بهشت هم بی پشتوانه و گزاف است . سه مورد اول ،البته با توضیح و تبصره و تفسیرهایی، از متن قرآن (که درهمون سالها به صورت کتاب درامده) قابل برداشت هست بنا براین از بعد تاریخی قرآن با این ادعاهای به چالش کشیده شده در گفتگوهای یعقوب همخوان هست. اما قضیه کلید های بهشت این وسط چیست و چرا در کنار این سه مورد مهم مطرح شده؟
مساله در دست داشتن کلیدهای بهشت، به خصوص در میان مسیحیان بسیار مهم بود از این جهت که نشانه مورد تایید مسیح (خدا) بودن و داشتن اُتوریته (ولایت) در میان مردم بود. طبق نظر محققان، از حدود قرون سوم یا چهارم میلادی تصویر داشتن کلیدهای بهشت (heaven) مرتبط شد با رهبری روحانی کلیسا و تفوق آن بر عموم مسیحیان، و بنابراین از اسقف های مسیحی به عنوان «کلید داران» (Keepers of the keys) یاد میشود. (3) ریشه این باور بر می گرده به سخن عیسی مسیح در انجیل متی آیه 16:19 خطاب به پطرس (Peter) که بنیانگذار کلیسا و به نوعی اولین پاپ محسوب میشه: "و کلیدهای ملکوت آسمان (keys of the kingdom of heaven) را به تو میسپارم؛ و آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود." به همین دلیل، در بیشتر نقاشی های پطرس او را همراه با یک یا دو کلید در دست به تصویر می کشند (عکس ضمیمه). همچنین طرح نشان هر پاپ و نیز پرجم و نشان واتیکان هم شامل دو کلید (نقره ای و طلایی، سمبل ولایت دنیایی و ولایت اخروی پاپ) هستند. برخی در قرون اولیه مسیحیت مفهوم "کلیدهای بهشت" را حتی گسترده تر و عمومی تر کردند و صلیب رو به عنوان نمادی از کلید بهشت (paradise) به تصویر کشیدند و معتقدان به آن را از جمله صاحبان کلید های بهشت (همانند شمشیر در اسلام که بعدا به عنوان کلید بهشت مطرح شد. شکل ظاهری شمشیر و صلیب هم البته به کلید شبیه هستند و بنابر این مساله شاعرانه تر میشد).
در قرآن دو بار این اصطلاح کلید هست و خدا هم به عنوان صاحب اون کلیدها مطرح شده: " لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ" (زمر 63، شوری 12): "کلیدهای آسمانها (ترجمه اش heaven هست نه paradise) و زمین از آن اوست". در اینجا سخن از کلیدهای بهشت به معنای اخروی اش (جنّت یا paradise) نیست، قضیه در دست داشتن تدبیر امور هست. اما در روایات سنتی دقیقا همان ادعای مطرح شده در سند مباحثات یعقوب وجود داره: پیامبر کسی معرفی شده است که خدا به او کلید های بهشت (مفاتیح الْجَنَّةِ) رو داده. با توجه به تاریخ تقریبی اون سند ذکر شده (حدود 634) از نظر تاریخی، این موضوع باید از زمان خود پیامبر بین مسلمانان مطرح و هدف آن نشان دادن اعتبار و حقانیت پیامبر آنان در مقابل انتقادات مسیحیان زمان بوده. همچنین، برای محققان منتقد تاریخ اسلامی، وجود چنین بحثی در سندی غیر اسلامی که همزمان با صدر اسلام نوشته شده تاییدی خارجی از ماهیت و جهت گیری آخرت گرایانه نهضت محمد، پیامبر برخواسته در میان اعراب، از ابتدای آن آیین مذهبی هست.
همین قضیه کلید های بهشت در مباحثات و نزاع های مذهبی بین مسلمانان هم مطرح هست. مثلا عثمان در آشوب های قبل از کشته شدنش در مناظره با عمار به این نکته اشاره می کنه که می خواهد (یا می تواند) کلیدهای بهشت رو به بنی امیه بده و آنها تا آخرین نفر کلید ها رو در اختیار داشته باشند (به نشانه وجود ولایت خدا دادی بنی امیه بر مسلمین). در مقابل هم منابع شیعی این قضیه رو مطرح کردند که از قضا پیامبر در سفر معراج همراه با امام علی بود و وقتی فرشتگان کلیدهای بهشت و جهنم رو به پیامبر دادند او آنها رو به علی سپرد و پس از وی به یازده امام بعدی منتقل شد و بنابراین عثمان اصلا کلیدی نداشت تا اون کلید رو به بنی امیه بده و اگه احیانا داشت حق نداشت این کار رو بکنه چون مالکیت اون کلیدها رو خدا برای عده ای برگزیده دیگر پسندیده بود.
حالا اینکه آیا حسن آقا هم در برافراشتن "کلید تدبیر" زیر چشمی به معنای استعاری ولایی آن هم توجه می کرده یا نه این بار هم باید گفت به قول علما الله اعلم.(4)
-----------------------------------------------------------------
توضیحات:
1) در سده های اولیه میلادی این اصطلاح "ساراسن" (Saracen) به صحرا نشین ها اطلاق میشد که بعد از اسلام نیز تا حدود قرون وسطی اعراب مسلمان توسط اروپاییان مسیحی به این نام شناخته می شدند.
2) این سند از مهمترین و اولین دانسته های مستند تاریخی است که محققان منتقد تاریخ سنتی اسلام از آنها برای بازنویسی تاریخ شکل گیری اسلام استفاده می کنند. برای مطالعه متن این سند به خصوص و سایر اسناد تاریخی غیر اسلامی که اشاراتی به ظهور پیامبری در میان اعراب دارند به کتاب زیر رجوع کنید:
Hoyland, Robert G. Seeing Islam as others saw it: a survey and evaluation of Christian, Jewish and Zoroastrian writings on early Islam, 2014.
3) به عنوان مثال کتاب زیر رو ببینید که اصلا همین عنوان "کلید داران" رو برگزیده:
Collins, Roger. Keepers of the Keys of Heaven: A History of the Papacy. Basic Books, 2009.
4) یک تحقیق جامعی در باره مساله کلید های بهشت انجام شده که ساختار این نوشته من از آن اقتباس شده. برای بحث کاملتر این مقاله رو بخونید:
Anthony, Sean W. "Muḥammad, the Keys to Paradise, and the Doctrina Iacobi: A Late Antique Puzzle." Der Islam 91, no. 2 (2014): 243-265.